أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
227
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
هستم . آيا رحمت مرا نمىدانى ؟ تو هلاك بندهء مرا خواستى منهم در مقابل او ذبح پسرت را اراده فرمودم . انتهى . مأموريّت حضرت ابراهيم به بناى كعبهء محترمه اسكان حضرت اسماعيل با والدهء خود هاجر به تأسيس قواعد بيت معظّم در وادى مقدّسهء غير ذى زرع يك مقدّمهء موضحه بوده و بدين لحاظ حضرت ابراهيم چنان كه در فوق ذكر شد به صدمات گوناگون متحمّل شده و به صبر و سكون حركت مىفرمود . از ولادت حضرت اسحاق هشت يا چهارده يا هجده و يا هفده سال قبل و از وقوع امر جليل ذبح هفت يا سيزده يا هفده و يا شانزده سال بعد در وقت مباركى به اين خطاب مخاطب گرديد : يا ابراهيم براى من يك بيت محترمى بنا كن . و به ارادهء الهيّه به تأسيس عزّت سراى كعبة اللّه مأمور شد ؛ ولى چون بر حسب بشريت موقع بيت اللّه را نمىدانست ، سؤال كرد كه عمارت آن سراى عال العال در كدام مكانى مقتضى خواهد گرديد ؟ جواب رسيد كه : يا ابراهيم تابع سكينه باش كه موقع لطيف كعبه را بر تو بنمايد . زيرا موقع مقدّسهء كعبة اللّه را كه الى طوفان نوح معلوم عالميان بود ، امواج بحر طوفان كه اطراف عالم را غرق اضطراب نمود آن موقع مبارك را با ريگ پوشيده و بىنشان نموده بود . مع هذا هر وقت كه باران مىباريد آبهاى سيل كه ظاهر مىشد از روى عرصهء مباركهء بيت شريف نگذشته اطراف اربعهء او را دور و طواف نموده ، كسانى كه اين علامت باهر الميمنت را مىديدند اعتراف مىكردند كه آن محلّ مقدس لا على التعيّن محلّ پاك بيت اللّه است . و حتى مظلومين و كسانى كه مبتلاى هموم و غموم بودند اطراف موقع لطيف كعبة اللّه را دور و طواف كرده و علائم قبول و اجابت ادعيهء خويش را ديده و معاودت مىكردند . زمانى كه حضرت ابراهيم به وحى رب رحيم به بنا و تأسيس بيت اللّه مأمور شد و به خطاب اينكه تابع سكينه باش مخاطب گرديد به براقى كه از آسمان نازل شده بود سوار شده در سايهء سكينهء سالف الذّكر مستظلّ و عازم شد .